چون پروردگار آدم و حوا را آفرید از پس آن، آن دو را به بهشت فرستاد و گفت ای بندگانم از جنت من لذت ببرید. آدم و حوا لَختی در بهشت چرخیدند و همی از پی یافتن گندم یا سیب یا هر میوهی ممنوعهای که بود برآمدند که پیرمردی سپید موی و سپید ریش و چروکیده بر آنان پدیدار گشت که در زیر سایهای چرت میزد. آدم هراسان نزد پروردگار دوید و گفت “مگر نه اینکه میگفتی من نخستین انسانی هستم که آفریدی؟ پس این موجود کهنسال کیست در این دیار؟” خداوند لبخندی زد و گفت ” آه او را میگویی؟ نگران نباش، او جنتی ست من هم که آمدم او اینجا بود!
۱ مرداد ۱۳۸۹
۳۱ تیر ۱۳۸۹
برنامه هاي کودک قم
آخوند صورتی -ملا گجت -حاج آقا ودوستان -شیخ شجاع -بچه های مدرسه فیضیه -حاجی ریزه و منبر سحرآمیز -حاج منصورعسل -امام و امامخوار -حجت اله هود -مداح زبل -جوجه طلبه زشت -حاجی لنگ دراز -اهل بیت آیت اله ارنست
۱۰ تیر ۱۳۸۹
بسی رنج
بسی رنج بردم در این 4 سال - وطن را بکردم همه ریده مال
محال است آبادی این سرزمین - به کردار ثابت نمودم من این
اگر بار دیگر کنید انتخاب - برینم به کلی به این انقلاب
محال است آبادی این سرزمین - به کردار ثابت نمودم من این
اگر بار دیگر کنید انتخاب - برینم به کلی به این انقلاب
اشتراک در:
پستها (Atom)